تبليغاتX
دلــــــم امشب تــــــــــو را خواند ...
 
 
   
 
 

وقتي بزرگ مي شوي ديگر خجالت مي كشي به گربه ها سلام كني و براي پرنده هايي كه آوازهاي نقره اي مي خوانند دست تكان بدهي

خجالت مي كشي دلت شور بزند براي جوجه قمري هايي كه مادرشان بر نگشته، فكر مي كني آبرويت ميرود

اگر يكروز مردم _همانهاي كه خيلي بزرگ شده اند_ دل شوره هاي قلبت را ببينند و به تو بخندند

  وقتي بزرگ مي شوي ديگر نمي ترسي كه نكند فردا صبح خورشيد نيايد،حتي دلت نمي خواهد پشت كوهها سرك بكشي و خانه خورشيد را از نزديك ببيني

ديگر دعا نمي كني براي آسمان كه دلش گرفته ، حتي آرزو نمي كني كاش قدت مي رسيد و اشكهاي آسمان را پاك مي كردي

وقتي بزرگ مي شوي قدت كوتاه مي شود .آسمان بالا مي رود و تو ديگر دستت به ابرها نميرسد و برايت مهم نيست كه توي كوچه پس كوچه هاي پشت ابرها ستاره ها چه بازي مي كنند

آنها آنقدر دورند كه تو حتي لبخندشان را هم نمي بيني و ماه ، همبازي قديم تو آنقدر كمرنگ مي شود كه اگر تمام شب را هم دنبالش بگردي پيدايش نمي كني

وقتي بزرگ مي شوي دور قلبت سيم خاردار مي كشي و درمراسم تدفين درختها شركت مي كني و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را مي خواني و يكروز يادت مي افتد كه تو سالهاست چشمانت را گم كرده اي و دستانت را در كوچه هاي كودكي جا گذاشته اي ، آنروز ديگر خيلي دير شده است

فرداي آنروز تو را به خاك مي دهند و

مي گويند: خيلي بزرگ شده بود

 

 

 

 

راستی دیگر در نامه هایت ترانه ای را زمزمه نكن.این جا دوباره به جان نت های بی گناه افتاده اند.
و میان خطوط ممتد ترسناكی حبس شان می كنند تا به سمفونی آزادی اقرار كنند
خلاصه زندگی ما فعلا بین یك شایعه و هزاران حقیقت تلخ در نوسان است.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی رضا
 
 
   
 
 

 9، 8 ، 7 ، 6 ، 5 ، 4 ، 3 ، 2، 1، الان دیگه باید پا به این دنیای لعنتی بذاری .

از همون اول که پا تو این خاک دامن گیر میذاری گریه می کنی چون می دونی که یه دوئل سخت در پیش داری.

بد بختیت از همون روزای اول شروع  میشه و مبارزه ای نفس گیر با زندگی . یه مبارزه ناعادلانه و نابرابر . یه دوئل خیلی سخت که شمارش اون از همون اول شروع شده  و تو باید مواظب باشی چون این بازی قواعد خاص خودش رو داره.

این دوئل زیاد منصفانه نیست  چون تو نمی دونی که قراره از کدوم طرف بهت شلیک بشه .

یه وقتهایی می رسه که فکر می کنی پیروز میدان شدی اما نمی دونی اینا همش یه رکب هست فقط  برا خوش خیالی تو.

فقط برا اینکه فکر کنی تو این دنیا هم شادی هست . پیروزی الان سراغ تو آمده  و تو اون وقت همه چی رو از یاد می بری .از یاد می بری که چی باعث پیروزیت شده خودت یا یه دست غیبی آمده بود به کمکت .

این قدر از این پیروزی مجازی خوشحال می شی که یادت میره به همقطارات که هنوز دارن مبارزه می کنند و بعضی هاشون به زمین افتادن کمک کنی ، دستشون رو بگیری و از زمین بلندشون کنی.

اما همیشه در روی پاشنه تو نمی چرخه ، دوباره اما تو یه موقعیت دیگه تو باید آماده دوئل بشی اما معلوم نیست که این دفعه هم  مثل دفعات قبل دستهای غیبی به کمکت بیان یا نه ،پس هیچ وقت از پیروزیهات زیاد خوشحال نشو که همه رو فراموش کنی.

یه وقتهایی هم میرسه که این قدر از دست این دوئل خسته می شی که فقط دعا دعا میکنی که این دوئل نفس گیر تموم بشه و تیر خلاص رو بهت شلیک کنند تا دیگه راحت بشی . از دست این زندگی از دست این .....

مثل الان من که فقط منتظر تیر خلاصم و دنبال یه گوشه که راحت بشینم و به ادامه بازی فقط نگاه کنم و بیبینم تو چی جوری بازی می کنی .

هیچ وقت از اسلحت غافل نشو و نذار خالی بمونه خالی از فشنگ  امید.

این دوئل همیشه و همیشه ادامه داره تا کلانتر بیاد کلانتری با ستاره ای از نور.یه کلانتر تیز و چابک که عدالت برنامه کاریش هست و خدا دادستانش.

به امید اینکه این کلانتر زودتر بیاد اما تا اون موقع مواظب خودت باش رفیق.

راستی تا یادم نرفته یه توصیه کنم بهت همیشه تو دوئل مواظب حساس ترین عضوت باش تا یه وقت تیر بهش نخوره

خودت می دونی کجا رو می گم دیگه آره مواظب قلبت باش.

 

خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است،بادا كه عشق آورم
آن جا كه تقصیر است،بادا كه بخشایش آورم
آن جا كه تفرقه است،بادا كه یگانگی آورم
آن جا كه خطاست،بادا كه راستی آورم
آن جا كه شك است،بادا كه ایمان آورم
آن جا كه نومیدی است،بادا كه امید آورم
آن جا كه ظلمات است،بادا كه نور آورم
آن جا كه غمناكی است،بادا كه شادمانی آورم
خدا وندا ،بادا كه بیشتر
در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست باشم تا دوست داشته شدن
چرا كه با بخشیدن است كه می گیریم
با فراموشی خویشتن است كه
خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است كه
بخشایش به كف می آوریم
با مردن است كه
به زندگی بر انگیخته می شویم

گناهانم را پوشاندی،گمان بردم که فراموش کرده ای

به جای آن که من خجلت ببرم تو حیا کردی

گفتی که برگرد،سر سختی کردم و بر نگشتم

اما هرچه هستم از آن توام و تو،آن خود را از خود دور نمی کنی،

می کنی؟؟!!

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی رضا
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین