تبليغاتX
دلــــــم امشب تــــــــــو را خواند ...
 
 
   
 
   

نمیدانم چرا امشب وازه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب میبارد....

و اینکه باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم مینشیند

و چشمانم را نوازش میدهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
 

 

اندازه تمام نقطه چین ها حرف دارم

شاید هیچگاه تا بدین اندازه تلخی حقیقت را احساس نکرده بودم

حقیقتی که هیچگاه نشنیدم

هیچگاه نگفتم

فقط در دستان مبهم خویش.شاید

چرا کسی نبود حرفهایم را شنود

چرا کسی نبود برایم بگوید

هر کس نقطه چینی بود در برابرم

و من مات و مبهوت سوالی در برابر سوالهایش

به هیچ تکیه گاهی تکیه ندادم

شاید کسی به من تکیه کند

و من به کسی

به خدایی که میدانستم هست ولی برای من نبود

گوش کن حرفهایی که نگفته ام اکنون نیز نمیگویم

شاید مثل تو حرفهایم را در پس نقطه چینی که از اغاز با من بود پنهان کنم

اما هرگز نمیتوانم جوابی باشم برای سوالهایت

گوش کن حرف اخرم را

و شاید حرف اغازم را

شاید اغاز نکرده ام و شاید پایانی نباشد

برای حرفهای ناتمامم که تمامشان نخواهم کرد

گوش کن شاید تو بشنوی ان چه را که نمیگویم

ان چه را که به خاطر دارم اما فراموش کرده ام

و شاید دوست دارم فراموش کنم

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
   

 

خسته ام

چشم هایم خسته است

ذهنم پر از تشویش

قلبم پر از درد

گوشهایم دیگر طاقت هیچ هیاهویی ندارند

لحظه های بی رحم پی در پی هم میگذرند

ارام جانم

به اسمان تاریک روشن غروب مینگرم

امشب ماه کامل است و همچو الماس میرخشد

دلتنگم.....

برای تو.....

اه چقدر دوست دارم با کسی حرف بزنم و از دلتنگی هایم بگویم

چقدر دوست دارم این جا کسی مرا دریابد و گریه هایم را باور کند

اما خبری نیست؟؟؟.........

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
 

تو رو خدا برام دعا کنید

حال پدرم خوب نیست

اگه اتفاقی براش بیفته من میمیرم

ازتون خواهش میکنم

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
 

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرارو ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه فردا زدو رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه ی فردا ها را تا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودند خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
   

چیزی

مرا به قسمت بودن نمیبرد

از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام

من بی رمق ترین نفس این حوالیم

از بودن مکرر بردار خسته ام

من با عبور ثانیه ها خرد میشوم

از حمل این جنازه ی هوشیار خسته ام

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
 

 

آه که عقل اینها را نمیفهمد؟؟؟؟

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 
 
   
 
 

 

سکوت را نشکن، سکوت آدمها شایدتنها صدای فریادی باشدکه

قابل شنیدن است. اگر سکوتت را شکستی، شاید دیگر کسی

هیچ صدایی از تو نشنود.....حتی در اوج فریاد

و بدان هیچگاه کسی از فرط سکوت نمرد بلکه از دلیل سکوت بود که مرد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط نگار
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین